رستارستا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

رستا

واکسن شش ماهگی

1392/9/15 7:53
نویسنده : مارشا
227 بازدید
اشتراک گذاری

دهم شهریور واکسن شش ماهگیت رو زدیم ازاینکه شروع وبلاگت با واکسن باشه ناراحت نشو واکسن در واقع نشونه ای از بزرگ شدن و گذر از یک مرحله به  مرحله دیگه است آنقدر خوب با این مسئله کنار اومدی وآنقدر روز خوبی داشتی که حالا وقتی یادم میاد  برای اولین واکسنت چقدر هول واسترس داشتم خند ه ام می گیره اگه برات سواله چرا واکسنت رو دوازده روز دیر زدیم باید بگم روز بیست ونهم مرداد می خواستی اولین عروسی عمرت رو تجربه کنی حیف بود با واکسن حالتو بگیریم بعدا عکستو میذارم که چقدر ماه شده بودی بعدشم از همون روز شما اولین مریضی عمرت رو گرفتی که تا حالا ادامه داره  ده دوازده روزه اسهال شدید داری با سوختگی شدید پاهات و دونه های روی بدنت که شبیه کهیره بمیرم برات گلم

واکسنت رو عمدا عقب انداختیم یه کم حالت بهتر شه خدا رو شکر بهتری الان چون دختر گلم داروهاشو خوب میخوره....

از حالا هر موقع وقت کنم خاطراتت رو ثبت می کنم این شش ماه گذشته رو هم هر چیزی رو که نوشته ام از تو دفتر منتقل میکنم اینجا اونایی رو هم که ننوشته ام میرم سراغ عکسها و حافظه ام  و تیتر وار برات میذارم  تازه باید وبلاگ نویسی رو یاد بگیرم هیچی بلد نیستم میرم سراغ وبلاگ ها تا یه چیزی یاد بگیرم فعلا تا خوابی یه سر به بقیه وبلاگها بزنم

این شکلی رفتم عروسی ! چه ماه شدم !!!پرنسس کوچولواین شکلی رفتم عروسی ٰ   چه ماه شدم  !!!!

 

قول داده بودم عکسهای اولین عروسی عمرت رو که رفتی بزارم اینم عکسات پرنسس کوچولوی من !!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رستا می باشد